تبليغاتX
خیابان های خون آلود
b l o o d y s t r e e t s
خیلی ها از اینکه تو لیوان یه بار مصرف بهشون چایی بدی ناراحت میشن و به ریشه های بشریشون بر میخوره و میرن تو فاز افسوس که ای وای! چه زمونه ای شده ! انسانیت نابود شده ! حرمت ها فرو ریخته . اما من از لیوان یه بار مصرف بیشتر لذت میبرم . راحته و تمیز و بی قواره. تازه بعد از خوردن چایی یا هر کوفتی که توش هست میتونی با خیال راحت لهش کنی و خدافظ یعنی یه جورایی نمک میخوری و نمکدون میشکنی بدون اینکه صاب نمک ناراحت بشه
 این خیلی هایی که گفتم وقتی دارن آیس پک و همبرگر و هزار جور زهرمار مثلا فست فود دیگه میخورن یادشون نیست که چیزی جز همون لیوان یه بار مصرف عزیز رو دستشون نگرفتن . حالا با یکم تغییر شکل یادشون نیست که صد ساله سعی نکردن چیزی درست کنند و فقط مثل یه مشت کرم چاق خوردن و بالا آوردن. تازه معجون احمقانه رفتار روزانشون که دیدنیه . نشستن و فحش دادن به این و اون و حکومت و روزگار و هوا و علی دایی و ... حتی خدا. یه مشت آدم گشاد الانتها که خریت و تنبلی خودشون رو میندازن گردن این و اون و واسه حل مشکلات فرا بین المللی راه حل ارائه میکنند ولی حاضر نیستن یه لیوان یه بار مصرف رو که یه نفر دیگه لهش کرده از رو زمین وردارن و بندازن تو سطل آشغال ...لیوان یه بار مصرف یه سنبل به تمام معنا از زندگی ماست
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 0:4  توسط امیر | 

برای اینکه از خواب بیدار شی  باید دلیل قانع کننده ای داشته باشی . مثلا ادامه اتلاف وقت  20 ساله ی عمرت میتونه دلیل موجهی برای مصرف اکسیژن محیط مسموم دور و برت باشه .

برای اینکه کسی تو رو دوست داشته باشه باید توی جیبت چیزی داشته باشی باید بتونی عدا در بیاری حق نداری خودت باشی . باید لبخند بزنی و مثل احمق ها بگی " دوست دارم عزیزم" . حق نداری بگی حالم از حرفای خاله زنکیت بهم میخوره . حالم از افکارت بهم میخوره و از طرز زندگیت که مغز کوچیکت چیزی جز اینو برات فراهم نکرده.

...

 

چه خوبه که اینجا موبایل آنتن نمیده

...

رو به روی آینه وایمیسی . مغزت شروع به کار میکنه . به یاد میاره که دختری یا پسر

بعد میفهمه که باید چی کار کنی . میفهمه باید مثل یه اوا خواهر با موهای سیخ سیخ خودشو درست کنه یا یه باربی پتیاره با نیم کیلو کرم پودر رو صورتش.

آینه چیزی نمیگه . هنوز بیدار نشده .بهتره از اینجا بری

...

 

بوی گند تریاک همه جا رو گرفته

...

اینجا شهر شلوغیه مهم نیست کی هستی باید یا تو صف وایسی یا پشت چرغ قرمز یا ترافیک یا  پشت هر چیزی که بهت کمک کنه وقتتو به راحتی و سهولت تلف کنی. میتونی پشت فرمون سیگار هم بکشی این باعث کوتاه شدن عمر میشه و گذت زمان برات سریع تر اتفاق میفته .

 

...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 16:47  توسط امیر | 

الهی بیفتی تو دیگ شکلات من بیام بلیسمت

الهی مامان بابات از خونه بیرونت کنند مجبور شی شب بیای پیش من

الهی اون دوستای اوشکولت برن زیر تریلی  که انقد باهاشون نری بیرون

الهی هی تصادف کنی هی من بیام نجاتت بدم . هی تصادف کنی هی من بیام نجاتت بدم هی تصادف کنی....

بیمه هستی راستی؟؟

ولش کن حالا چی داشتم میگفتم ؟ آها!

الهی پات بشکنه من بیام زیر بقلتو بگیرم

الهی از دانشگاه اخراجت کنند که من یه بهونه خوب واسه انصراف دادن پیدا کنم

الهی بترکی!!!نه نترک . این خوب نبود .. صب کن....

آهااااا اینو داشته باش:

(به صورت شیش و هشت خوانده شود)

الهی ..الهی.. الهی.. الهی من بمیرم... بمیرم که شاید بیایی..دستاتو بگیرم

حالا دست دست!! اون عقبیا حال میکنند؟؟ ماشاالله!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 23:42  توسط امیر | 
"سرت رو برگه خودت!" زنیکه خرس. انگار داره با شوهر ننش حرف میزنه با اون مانتوی از مد افتادش که زیر فشار اونهمه چربی درزاش داره میترکه و تاپ قرمزش از لای دکمه های رو به انفجارش معلومه فکر کرده آدمه . شیطونه میگه بگیرم ..............باهاش برخورد غیر شرعی کنم!!! سرم رو برگه باشه ؟ ها؟ میخوای بگیرم مثل توپ از پنجره پرتت کنم تو حیاط دانشگاه ؟؟؟ حیف که دست رو زن بلند نمیکنم . هر چند شک دارم زن باشی اصلا . این اخلاق و هیکل مزخرفی که تو داری بعید میدونم سوپور شهرداری هم بیاد طرفت. پس تا حالا حتما یا هم جنس باز شدی یا دو جنسه یا شایدم به خودکفایی رسیدی! حتما باید یه تحقیق تو سوابقت بکنم ببینم خرسی ,گوریلی , داییناسوری تو اژدادت بوده یا نه خاک تو سر گدات کنن که از این دوزار نمیگزری میای وای میسی سر جلسه خرسنبک ترشیده .
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 14:11  توسط امیر | 

چند وقتیه مغزم کرم گذاشته .

زیاد بد نیستن فقط بعضی وقتا بیناییم رو مختل میکنند .

چند روز پیش تونستم یکیشونو از تو دماغم بکشم بیرون . زرد بود و کوچولو و لزج

رفتم دکتر گفت: چیزی نیست . برا کسایی که نمیتونند با جامعه هماهنگ بشن عادیه

بعد هم دو ساعت از در و دیوار  ور زد که  داره تو دبی خونه میخره و پنل ضبطشو دزد برده  و  دیشب با منشیش چه حالی کرده و...

یه نسخه هم  واسم پیچید . یادم رفت بخونمش. اصلا کجا گذاشتمش؟؟

اها . ایناهاش

1-     الکل اتانول

2-     گوشت خام

3-     ویاگرا محلول در آب (!)

4-     یک شیشه کثافت

5-     هالیوود به مقدار کافی

نمیرم بخرم . نمیدونم چرا . قبلا یادم بود چرا ولی این کرما باعث شدن تا حدودی حافظم رو هم از دست بدم .

شبها وقتی خوابم میتونم صدای خزیدنشونو زیر پیشونیم بشنوم

دهنم یه مزه ی بدی میده. مثل مزه ی خون و پنیر مونده

تو آینه خودمو نگاه میکنم . خیلی خوب به نظر میام . سر حال ام

ولی این تو داره یه اتفاقاتی میفته

من میدو نم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 21:32  توسط امیر | 

سیگاری نیستم . فقط بعضی وقتا که قلیون دم دست نیست میکشم

اهل دعوا نیستم . گاهی همینجوری تفریحی میزنم خار و مادر مردم رو یکی میکنم !

خانم باز نیستم این زنای هرزه رو میبرم خونه که تو جامعه ول نباشن جوونای مردمو از راه به در کنن

چی؟ مشروب ؟ نه آقا . یعنی چی . دیگه مگه چی بشه . شمال رفته باشیم کنار بساط پاسور سه چار تا پیک میزنم!

هیز نیستم . دنبال سوژه ی ازدواج میگردم جون تو!

گفتم که با منقل حال نمیکنم ولی روی رفقا رو که نمیشه زمین انداخت .میشه؟

زور گیری یعنی چی عزیزم . اینا مستاجر آپارتمانمونن دارم ازشون شارژ میگیرم!!

خلاصه ما اینجوری که میبینی نیستیم!

 

به به من چقد پاکم ! قربون خودم برم الهی !!

چه حاله ی نوری دورمو گرفته!!!!!!(؟)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 23:17  توسط امیر | 

منو بکش تا نکشتمت

من برات خطرناکم

به من حمله کن قبل از اینکه زخمیت کنم

نشون بده از من احمق تری.

چاقوت رو از جیبت در بیار و مثل یه احمق واقعی بجنگ !

به دوستات نشون بده که از همشون خر تری!

میدونم چاقو تو دستت میلزه ولی بهش فکر نکن

به این فکر کن که منو انداختی رو زمین و چاقو رو میکشی رو شاهرگم

چه خونی فواره میزنه تو صورتت!

بی خیال صدای آژیر. هنوز خیلی دوره

زود باش. بازم که وایسادی و نفس نفس میزنی

یا میکشی یا میمیری !

زیاد فرقی نمیکنه در نهایت فقط یه احمق از رو زمین کم میشه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:55  توسط امیر | 

خیابان را ببوس و بمیر . ای دوست داشتنی ترین هرزه ی دنیا

بی خیال از آسمان باش. آسمان مال از ما بهتران است. تو آسفالت را عاشق باش

بی ریا   مثل خودمان . سیاه و کثیف مثل خودمان

از آن مسخره بازی های روشنفکرانه هم ندارد .

ای هرزه ی عاشق .

بوی خوبی میدهی . روی خوبی هم داری. هر چند که از معصومیت در آن خبری نیست. بیشتر مظلومیت است

من بوی خوب نمیدهم. صورتم هم خون آلودست . تو خون را بیشتر دوست داری یا پول را؟

من پول خون آلود را ترجیح میدهم.

نگران نباش. من همین جا پشتت نشستم. راحت بمیر. گرما ی آسفالت آرامش عجیبی دارد نه؟ آرام باش کسی نگران تو نیست . هیچکش برایش مهم نیست که یک هرزه وسط خیابان جان میدهد. تازه خوشحال هم میشوند .

نگاه زن های دیگر را میبینی . فکر میکنند از تو بالا ترند. فکر میکنند چون با پول شوهر هایشان لازم نیست مثل تو باشند از تو بالا ترند.

تو پاکی ! ... حرف خنده داری زدم؟؟

خوشحالم که می خندی

آروم باش عزیزم .

پایان نزدیکه

هرزه ی دوست داشتنی من

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:16  توسط امیر |