![]() |
![]() |
|
| b l o o d y s t r e e t s |
|
اقای ازرائیل کجایی بابا! ما خیلی حال و حوصله داریم تو هم مثل همه مارو قال بزار من طابوتم را چراغانی دوست دارم
جسدم را با هروئین غسل دهید مهمانی بگیرید همه را دعوت کنید موسیقی .. مواد... مشروب همه آن چیزهایی که من دوست دارم جسدم را در هروئین بخوابانید. تا همه از من استنشاغ کنند گران است میدانم حتی رویای مرگ هم گران است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 2:39 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
تنها ترین دختر دنیا اورانوس عمو تفقد سکوت شقایق دردونه به سرخی آتش پاییزه معلم دیروز رفیق امروز (بخونید خوبه) |
|
RSS
|