![]() |
![]() |
|
| b l o o d y s t r e e t s |
|
الهی بیفتی تو دیگ شکلات من بیام بلیسمت الهی مامان بابات از خونه بیرونت کنند مجبور شی شب بیای پیش من الهی اون دوستای اوشکولت برن زیر تریلی که انقد باهاشون نری بیرون الهی هی تصادف کنی هی من بیام نجاتت بدم . هی تصادف کنی هی من بیام نجاتت بدم هی تصادف کنی.... بیمه هستی راستی؟؟ ولش کن حالا چی داشتم میگفتم ؟ آها! الهی پات بشکنه من بیام زیر بقلتو بگیرم الهی از دانشگاه اخراجت کنند که من یه بهونه خوب واسه انصراف دادن پیدا کنم الهی بترکی!!!نه نترک . این خوب نبود .. صب کن.... آهااااا اینو داشته باش: (به صورت شیش و هشت خوانده شود) الهی ..الهی.. الهی.. الهی من بمیرم... بمیرم که شاید بیایی..دستاتو بگیرم حالا دست دست!! اون عقبیا حال میکنند؟؟ ماشاالله! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 23:42 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
تنها ترین دختر دنیا اورانوس عمو تفقد سکوت شقایق دردونه به سرخی آتش پاییزه |
|
RSS
|