![]() |
![]() |
|
| b l o o d y s t r e e t s |
|
با اینکه دستت یه هفتیر تمیز و تازه داری و عرق و خون از رو پیشونیت داره میرسه به یقت و پشت سرت یه لشکر سرباز تیکه پاره شدس. اما هنوز جرات لرزوندن انگشت سوابتو نداری تا جواب همه قبل از خودتی ها رو بدی تو شلیک نمیکنی چون ساخته نشدی که این کارو بکنی. پوزخند عجیبی توی اتمسفر هوا پر شده که انگار زره زره ی تورو زیر سوال میبره . تازه داره معلوم میشه کی چیکارس. کجا رفت اون شعارای دهن پاره کنت که با اربده تو گوش بقیه قطار میکردی انگار فقط تویی و بقیه خط ممتد اند رو جاده تو. میخوان اشکاور بزنن . زود تر شلیک کن و ماسک اون جسدی که زیر لوله هفتیرت هنوز زندس بردار یه بار حیوون بودنتو ثابت کن. آدم که نیستی حداقل یه حیوون به تمام معنا باش زود باش! یکم نقشه های استراتژیک اون ژنرال های اتوکشیده رو بریز به هم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 12:34 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
تنها ترین دختر دنیا اورانوس عمو تفقد سکوت شقایق دردونه به سرخی آتش پاییزه |
|
RSS
|