تبليغاتX
خیابان های خون آلود - تو را میخواهم
b l o o d y s t r e e t s

سایه میسازم از بقایای حضورت

و  صبحی را خلق میکنم که تو در آن گره از خواب میگشایی

به نگاهت که هنوز توی آینه بی تو مانده, زل میزنم

و میخندم و خوشحالم که تو روزی اینجا بودی

روزی و شاید لحظه ای. کنار من بودی . میخندیدی .

بیدار شو و بیدارم کن از خواب خودت

انگار نه انگار رفته بودی

انگار نه انگار که فقط سالی یکبار میبینمت

و همه سال را با آن یک روز زندگی میکنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:45  توسط امیر |